شکر نعمت ....
چندروزیه به این فکر میکنم بخاطر چه چیزایی از خدا باید تشکر کنم و شکرگزارش باشم توراه اومدن اداره تصور کردم اگه چشمام نمیدید که حتی تصور اینکه جایی رو نبینم هم خیلی سخته یا اینکه نشنوم یا اینکه نتونم راه برم و مجبور باشم محتاج بقیه باشم اینکه دستام قادر به نوشتنه ،حرکت کردنه ،شاید یه موقع هایی از کار خونه خسته شم ولی اگه دستام مشکلی داشتن و نمیتونستم چقدر حس بدی بهم دست میداد شاید خودم خیلی وقتا ناشکری کردم یه موقع هایی این تلنگر ها و فکر ها نجاتم داده و دوباره شکر گزار خداوند شدم شاید خداوند یکی از بهترین نعمت هاشو ازم گرفته اینکه به موقع فرزندت حرف بزنه راه بره ببوستت اینها از نعمت ه...


